اسباب کشی
برای دیدن سرزمین جدید من به این آدرس سر بزنید
در ضمن لطفا بدون کادو![]()
شعر و سیگار
برای دیدن سرزمین جدید من به این آدرس سر بزنید
در ضمن لطفا بدون کادو![]()
خوش باشید ..............آی آدم ها که بر ساحل نشستید...........
یک نفر در آب دارد می سپارد جان.......
بی رحم و خودسرانه مرا رنج می دهد
تنها دلیل زندگی ام بی تو گاه گاه
حتی همین بهانه مرارنج می دهد
وقتی نمی شود که عیان از تو شعر گفت
صد بغض شاعرانه مرارنج می دهد
زندان که نه بدون تو حتی عزیز من
دیوارهای خانه مرا رنج می دهد
نام تورا که می شنوم آه می کشم
یاد تو روح و جان مرا رنج می دهد
کی می خورد به شیوه ی سارا سرم به سنگ؟؟
امواج رودخانه مرا رنج می دهد
تا خرخره بی حساب خوردم قاضی
محکم تر ازین نیز بزن چون یک عمر
من جای شراب آب خوردم قاضی
جای همه شما خالی حسابی مثلا خوش گذشت در این چند روز خارج از ایران بودم و در بلاد اجنبی ارتباط با شما عزیزان امکان پذیر نشد.
مجددا در راستای تعتیلات عید از۱۲ فروردین چند روزی در کیش خواهم بود و...
شاعری شعر نوشت
وسکه گرفت
لطفا به هیچ عنوان صلح نکن
ای خاک حاصل خیز شاعران
لطفا بگذار خون کودکانت را بیشتر بریزند
که از خونشان اینجا هند را دروکرده اند
تاجیکستان را به جایزه برده اند
از تو سکه میروید ای عزیز
شاعران تو را به تور چین خواهند برد
و مرا به تور اوین
نه اسراییل پیروز این میدان است نه تو
جنگ را شاعرانت برده است
یا واژه واژه عشق بریزم به پای که؟
بلخ و هرات را و .... الی اخر جهان
اسکندرانه فتح کنم در هوای که؟
در زمحریربهمن هشتادوهفت.هشت
دلخوش کنم به لحظه ای از استوای که؟..........
..............؟
این حرف،چه حرفیست مگر بی تو جهان ماند
آنقدر که خوبی دلکم لحظه کوچت
صد مولوی و حافظ و سعدی نگران ماند
آن لحظه که تصنیف تو را خواند زمانه
انگشت به لب حضرت استاد بنان ماند
تا بار دگر دست زمین پای تو گیرد
دنبال تو یک عمر زمین در دوران ماند
نقاشی گیسوی پریشان تو سخت است
آنقدر که حسرت به دل فرشچیان ماند
***
بی رحم تر از حضرت یوسف چه کسی هست
سی سال نیامد پدرش گریه کنان ماند
آه از عشـــوه ی لامذهب تو
بازهم جام مــرا پر کن اگــر
مزه ی بعـد شـــراب لب تو
نباشد روزگارت شاد الهی
برو تو لایق کادو نبودی
ولنتاین روز مرگت باد الهی
چون تو او را کم و من نیز تو را کم دارم
بارها کشته ام او را و دلم سرد نشد
بس که احساس حسادت به رقیبم دارم
کاش با قید وثیقه برهم از غم تو
سند سربی ششدانگ جهنم دارم
کیست تا مرثیه خواند به دل مرده من
این چه دردی ایست خدا کین همه ماتم دارم
و دقیقا به خلاف صفحات تقویم
چند سالیست که هر ماه محرم دارم
فکر کن هر دو ما مشترکا هم دردیم
چون تو او را کم و من نیز تو را کم دارم
آرامش دریای به هم ریخته برگرد
توحید بدون تو به تثلیث گرایید
عیسای کلیسای به هم ریخته برگرد
مگذار که هر کس بزند ساز خودش را
ای رهبر اجرای به هم ریخته برگرد
از شنبه به جمعه همه جا رو به سیاهیست
ای روشن فردای به هم ریخته برگرد
گمگشتگی اتی در ته هر چاه روا نیست
ای ماه زلیخای به هم ریخته برگرد
یک عمر همه بی سر و سامان تو باشم
پیغمبر تبعیدی من جای غمی نیست
کافیست فقط بنده مسلمان تو باشم
با پای پیاده به حجاز آمده ام چون
تصمیم من اینست که سلمان تو باشم
چشمان شما قبله حاجات دلم هست
بگذار که من حاجی چشمان تو باشم
در حج شما خونم اگر ریخت چه باکی
ای کاش که از خیل شهیدان تو باشم
از دهکده تا خانه تو فاصله ای نیست
ای دوست مخواه این همه حیران تو باشم
ایراد به من نیست که عاشق شدم ای خوب
در اصل خدا خواست پریشان تو باشم